1
00:00:00,160 --> 00:00:02,560
‫مورچه کمابیش نادان است.

2
00:00:02,720 --> 00:00:06,520
‫چندان مغزی ندارد، نه اراده‌ای و نه برنامه‌ای

3
00:00:06,520 --> 00:00:10,080
‫ولی بسیاری از مورچه‌ها با هم باهوش‌اند

4
00:00:10,680 --> 00:00:13,720
‫یک کلنی از مورچه می‌تواند ساختار‌های پیچیده‌ای بسازد

5
00:00:14,320 --> 00:00:21,760
‫بعضی کلنی‌ها مزارع قارچ نگهداری می‌کنند، دیگران  از گله مراقبت می‌کنند. آن‌ها می‌توانند تدارکِ جنگ ببینند یا از خود دفاع کنند

6
00:00:22,120 --> 00:00:24,040
‫چطور ممکن است؟

7
00:00:24,040 --> 00:00:28,180
‫چطور چندتایی چیز نادان، با هم کارهای هوشمندانه انجام دهند؟

8
00:00:28,180 --> 00:00:30,900
‫این پدیده، «ظهوریافتگی» (برآمدگی) نام دارد

9
00:00:30,900 --> 00:00:35,220
‫و از جذاب‌ترین و رازآلودترین ویژگی‌های جهانمان است

10
00:00:35,920 --> 00:00:43,480
‫به طور خلاصه، مجموعه‌ای از چیزهای کوچک چیزهای بزرگتری را تشکیل می‌دهند که خصوصیات متفاوتی از مجموع تمام بخش‌ها دارد

11
00:00:43,920 --> 00:00:51,480
‫ظهوریافتگی، پیچیدگیِ برآمده از سادگی است، و پیدایش همه جا هست

12
00:00:51,480 --> 00:00:58,880


13
00:01:00,900 --> 00:01:06,600
‫"آب" خصوصیات بسیار متفاوتی از مولکولهایی دارد که آن‌ را ساخته‌اند، مانند مفهوم خیسی

14
00:01:06,860 --> 00:01:11,480
‫پارچه خیس را در نظر بگیرید، اگر خیلی بزرگنمایی کنید، خیسی وجود ندارد

15
00:01:11,600 --> 00:01:15,600
‫تنها مولکول‌های آب در فضاهای بینِ اتم‌های پارچه قرار گرفته‌اند

16
00:01:16,160 --> 00:01:18,720
‫خیسی خصوصیت ظهوریافته آب است

17
00:01:18,980 --> 00:01:24,600
‫چیزی جدید تنها براثر برهمکنش‌‌های جداگانه مولکول‌های آب پدیدآمده است

18
00:01:25,200 --> 00:01:33,060
‫و تقریباً همه جا همینطور است. بسیاری چیزها تحت مجموعه مشخصی از قوانین برهمکنش می‌کنند و چیزی فراتر و ماورای خودشان پدید می‌آورند

19
00:01:33,640 --> 00:01:35,980
‫به نظر می‌رسد "بیشتر، متفاوت است"

20
00:01:36,080 --> 00:01:43,360
‫خودِ این پدیده جدید، موجود جدیدی است که می‌تواند با دیگر چیزهای جدید ترکیب شود و فرایند را تکرار کند.

21
00:01:43,680 --> 00:01:49,560
‫این صورت تصور کنید که لایه‌هایی بر روی هم سوار شده‌اند و هر لایه از بخش‌های پیچیده‌تری ساخته شده است

22
00:01:50,040 --> 00:01:51,740
‫اتم‌ها مولکول‌ها را تشکیل می‌دهند

23
00:01:51,740 --> 00:01:53,740
‫مولکول‌ها پروتئین‌ها را تشکیل می‌دهند

24
00:01:53,740 --> 00:01:55,580
‫پروتئین‌ها سلول‌ها را می‌سازند

25
00:01:55,580 --> 00:01:57,260
‫و سلول‌ها تشکیل اندام‌ها را می‌دهند

26
00:01:57,260 --> 00:01:59,220
‫و اندام‌ها واحدهای زنده را تشکیل می‌دهند

27
00:01:59,220 --> 00:02:01,400
‫و واحدها جوامع را تشکیل می‌دهند

28
00:02:02,220 --> 00:02:05,140
‫اما چطور چیزی می‌تواند بیشتر از مجموع اعضایش باشد؟

29
00:02:05,600 --> 00:02:13,460
‫چطور مورچه‌ها تشکیلِ واحد انبوهی به نام کُلُنی  می‌دهند: با پیروی کردن از مجموعه قوانینی که به منجر به تولید نظم از آشوب می‌شود. طریق آشوب!

30
00:02:14,060 --> 00:02:18,060
‫برای مثال،  ببینیم چطور یک کلنی مورچه کارها را توزیع می‌کند

31
00:02:18,260 --> 00:02:23,080
‫فرض بگیریم که کلنی باید ۲۵ درصد کارگر، ۲۵ درصد مراقب

32
00:02:23,080 --> 00:02:26,620
‫۲۵ درصد سرباز و ۲۵ درصد جمع‌کننده داشته باشد

33
00:02:26,880 --> 00:02:34,760
‫مورچه‌ها وظیفه خود را با مواد شیمیایی اعلام می‌کنند، مثلاً مورچه کارگر مدام ماده‌ای ترشح می‌کند که که می‌گوید: «من کارگر هستم!»

34
00:02:35,280 --> 00:02:41,500
‫وقتی مورچه‌ها یکدیگر را می‌بینند، همدیگر را می‌بویند تا اطلاعات جمع کنند و وظیفه خود و کاری که می‌کنند را به دیگری می‌گویند

35
00:02:41,940 --> 00:02:44,400
‫هر دو آمار کسانی که در گذشته دیده‌اند را دارند

36
00:02:44,700 --> 00:02:51,980
‫حالا تصور کنید مورچه‌خوار بیشترِ جمع‌کننده‌ها را می‌کشد. اگر این مشکل به سرعت  حل نشود کل کلنی گرسنگی خواهد کشید

37
00:02:52,400 --> 00:02:57,280
‫بسیاری از مورچه‌های کارگر نیاز است که کارشان را تعویض کنند، اما چطور به هزاران مورچه می‌گویید؟

38
00:02:57,860 --> 00:02:59,860
‫به آسانی! نمی‌گویید.

39
00:03:00,320 --> 00:03:06,180
‫مورچه کارگر ما همچنان دیگر مورچه‌ها را می‌بیند و می‌بوید ، ولی تقریباً با هیچ مورچه جمع‌کننده‌ای ملاقات نخواهد کرد

40
00:03:06,480 --> 00:03:12,980
‫او تعداد بسیار کم جمع‌کننده‌ها را می‌شمارد تا وقتی که به یک نقطه بحرانی برسد، سپس کارش را تغییر می‌دهد

41
00:03:13,440 --> 00:03:20,180
‫کارگر به جمع‌کننده تبدیل می‌شود، سایر مورچه‌ها هم همین کار انجام می‌دهند تا وقتی که پس از مدتی تعداد کافی جمع‌کننده وجود خواهد داشت

42
00:03:20,640 --> 00:03:23,140
‫تعادل به خودی خود احیا می‌شود

43
00:03:23,580 --> 00:03:30,440
‫کنش‌ها و برهمکنش‌های یک واحد زنده تصادفی است. نمی‌توانی برنامه بریزی کدام مورچه دیگری را ملاقات می‌کند

44
00:03:30,440 --> 00:03:36,360
‫ولی این مجموعه قوانینِ ساده، به قدری ظریف است که از پی آن بسیاری از عملیات کلنی پدیدار می‌شود

45
00:03:37,420 --> 00:03:45,720
‫حتی در سطحی بنیادی‌تر، صدها و میلیون‌ها مولکول پیچیده برهمکنش دارند تا ساختاری قدرتمند و شگفت‌انگیز به دست آید

46
00:03:45,720 --> 00:03:49,960
‫موجودی با خصوصیات به غایت متفاوت از مجموع  اعضای مرده‌اش پدیدار می‌شود:

47
00:03:50,340 --> 00:03:53,040
‫کوچکترین واحد زنده: یک سلول

48
00:03:53,820 --> 00:04:00,160
‫ما هنوز تعریف روشنی از چیزهای زنده نداریم، فقط می‌دانیم از چیزهایی که زنده نیستند پدیدار می‌شوند

49
00:04:00,920 --> 00:04:05,860
‫سلول‌ها ترکیب می‌شوند و همکاری می‌کنند. آن‌ها تخصصی می‌شوند و به همدیگر پاسخ می‌دهند

50
00:04:05,860 --> 00:04:10,680
‫و در طول زمان، ما به موجودات پیچیده‌‌ای با توانایی‌های خارق‌العادهای توسعه می‌یابیم

51
00:04:11,180 --> 00:04:19,660
‫دست‌ها و پاها و قلبتان سیستم‌‌های بسیار پیچیده‌ و بغرنجی هستند که از تریلیون‌ها چیز نادان تشکیل شده است

52
00:04:20,040 --> 00:04:24,440
‫و در عین حال ما نفس می‌کشیم، هضم می‌کنیم و ویدئوهای یوتیوب را تماشا می‌کنیم

53
00:04:25,240 --> 00:04:27,540
‫چطور سلول‌هایتان می‌دانند چه کار کنند؟

54
00:04:28,020 --> 00:04:30,480
‫به سلول‌های ضربان‌ساز قلبتان فکر کنید

55
00:04:31,020 --> 00:04:37,160
‫ممییاردها از این سلول نیاز است تا ضربه درست در زمان مناسب بفرستد و نهایتاً مجموع ضربه‌ها یک ضربان قلب ایجاد کند

56
00:04:37,320 --> 00:04:43,840
‫سلول‌هایمان اطلاعات شیمیایی را با سلول‌های همسایه تبادل می‌کنند تا بفهمند آن‌ها چه کار می‌کنند و بعد تصمیم میگیرند چه کنند

57
00:04:44,120 --> 00:04:51,040
‫اگر سلولی در میان خیل سلول‌هایی باشد که روی وظیفه مشخصی کار می‌کنند، او هم شروع به کار می‌کند و خود را با آن‌ها هماهنگ می‌کند

58
00:04:51,720 --> 00:04:59,560
‫هیچ مغز متفکری نیست که دستور دهد، تنها واحدهای منفرد با همسایه‌هایشان تعامل می‌کنند و براساس بازخوردی که می‌گیرند فعالیت می‌کنند

59
00:05:00,480 --> 00:05:06,220
‫در مورد مهمترین عضومان چه؟ چه چیزی این طور سوال‌ها را می‌پرسد؟

60
00:05:07,080 --> 00:05:11,780
‫پس این آگاهی ماست که خصوصیت پدیدارشده سلول‌ها مغزمان است؟

61
00:05:12,480 --> 00:05:17,540
‫این سوال بسیار مهم و بزرگ است و ویدئوی خودش را می‌طلبد

62
00:05:18,140 --> 00:05:24,440
‫توصیف بعضی چیزهایی که پدیدار می‌شوند سخت است. شما نمی‌توانید یک کلنی مورچه را لمس کنید، تنها بخش‌هایی از آن را می‌توانید.

63
00:05:24,860 --> 00:05:27,640
‫کلنی نه مغز دارد نه صورت نه بدن

64
00:05:28,100 --> 00:05:31,160
‫و در عین حال کلنی با جهان تعامل دارد

65
00:05:31,620 --> 00:05:37,360
‫درست مثل کلنی‌‌هایی که از مورچه‌ها پدید می‌آیند، چیزهایی هم از انسان‌ها پدیدار می‌شوند، مثل کشورها.

66
00:05:38,300 --> 00:05:42,020
‫کشور دقیقاً چه چیزی است؟ جمعیت انسان‌هاست؟

67
00:05:42,020 --> 00:05:47,200
‫موسساتشان است؟ نمادهایشان مثل پرچم؟ رنگ‌ها و سرودهای ملی؟

68
00:05:47,720 --> 00:05:52,360
‫چیزهای فیزیکی که درست می‌کنند مانند شهرها؟ قلمرویی که اشغال می‌کنند؟

69
00:05:52,580 --> 00:05:54,680
‫همه این‌ها سیال‌اند

70
00:05:55,720 --> 00:05:57,840
‫جمعیت‌ها تغییر می‌کنند و جایگزین می‌شوند

71
00:05:58,300 --> 00:06:02,280
‫مؤسسات می‌آیند و می‌روند، شهرها می‌توانند ساخته شوند و ترک شوند

72
00:06:02,740 --> 00:06:09,140
‫مرزها همیشه در بیشتر ادوار تاریخی تغییر کرده‌اند  و نمادها با نمادهای جدید جایگزبن شده‌اند

73
00:06:10,060 --> 00:06:14,020
‫یک کشور نه چهره دارد نه مغز نه بدن

74
00:06:14,560 --> 00:06:21,560
‫پس کشورها واقعی نیستند؟ البته که هستند، درست مثل کلنی‌های مورچه کشورها با جهان تعامل دارند

75
00:06:22,160 --> 00:06:27,920
‫آن‌ها می‌توانند مناظر را تغییر دهند، تدارک جنگ دهند، بزرگتر یا کوچکتر شوند، و می‌توانند از صحنه هستی نیست شوند

76
00:06:28,100 --> 00:06:32,420
‫ولی آن‌ها تنها به این دلیل وجود دارند که بی‌شمار انسان با یکدیگر تعامل دارند

77
00:06:33,040 --> 00:06:38,300
‫ولی نه فقط کشورها. همه ساختارهای پیچیده که احاطه‌مان کرده از ما پدیدار می‌شود

78
00:06:38,840 --> 00:06:42,680
‫حتی اگر ما چنین تمایلی نداشته هم دائماً در حال ساختنیم

79
00:06:42,680 --> 00:06:47,840
‫انجمن‌ها، شرکت‌ها، شهرها، جوامع

80
00:06:47,840 --> 00:06:55,100
‫همه اینها واحدهایی هستند که اساساًَ خصوصیات و توانایی‌های متفاوتی از بوزینه‌های کمابیش نادان که از آن پدیدار شده‌اند را دارند

81
00:06:55,960 --> 00:06:58,280
‫ما نمی‌دانیم که چرا همه اینها اتفاق می‌افتد

82
00:06:58,420 --> 00:07:03,060
‫ما فقط مشاهده‌اش می‌کنیم و به نظر می‌رسد خصوصیت اساسی جهان ما باشد

83
00:07:03,380 --> 00:07:07,980
‫شاید هم زیباترین و شگفت‌آورترین ویژگی جهان ما باشد

84
00:07:08,980 --> 00:00:00,000


